تبليغاتX
DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd"> یاد خدا آرام بخش دلهاست

یاد خدا آرام بخش دلهاست

خدایا !

شب های نبودنش به درازا کشیده ...........

آفتابگردان از شب می هراسد .........

بشکاف پهنه ی تاریک آسمان غیبت را........

این همه یلدای تاریک بس نیست؟! ..........

ای نور خیره کننده !

بیا و چون روشنایی هنگام فلَق.......

تیرگی نبودنت را از آسمان دنیا بزُدای........

 چشمانم وقف تو..........

روز و شب به انتظار طلوعت می نشینم..............

شب یلدای همه پیشاپیش مبارک

+نوشته شده در چهارشنبه 30 آذر1390ساعت2:17توسط محمدجعفر | |

از زمان استغاثه غريبانه امام حسين عليه‏السلام و «هَلْ مَنْ ناصرٍ يَنْصُرنى» گفتن وى سال‏ها و قرن‏ها مى‏گذرد، ولى پژواك آن را در لحظه لحظه تاريخ مى‏توان به گوش جان شنيد، اين فرياد نه تنها، به خاموشى نمى‏گرايد، بلكه هر روز رساتر بر خروش آزادگان جهان مى‏افزايد و منتظران واقعى را كه تربيت‏يافته مكتب عاشورا هستند، اميدى تازه مى‏بخشد. و روز ظهور، هنگامه پاسخ به استغاثه حسين عليه‏السلام است و پاسخ‏دهنده به آن ندا در مكتب تشيع، مهدى است. فرهنگ مبارزه با ستم و تلاش براى برقرارى حكومت اسلامى، از نهضت عاشورا الهام گرفته شده و تا زمان ظهور منجى ادامه دارد. 

مهدى(عج)، ادامه حسين عليه‏السلام است و «انتظار» ، ادامه «عاشورا» و برآمده از آن.  مهدى(عج)، فرزند حسين عليه‏السلام است و فرهنگِ انتظار، برآمده از فرهنگِ عاشورا و انتظارِ حسينى ديگر را كشيدن. عاشورا، پشتوانه فرهنگى و زمينه‏ساز انتظار است.

يكى رمز حيات شيعه است و ديگرى رمز بقاى آن.

يكى رمز «قيام و به پاخاستن شيعه» است و ديگرى عامل «حفظ و استمرار آن».

«مهدى»، وارث عاشورا است؛ هم‏چنان كه حسين عليه‏السلام ، وارث پيامبران بود.

عاشورا، دريچه‏اى به «انتظار» است و انتظار، تجلى آرزوها و آمال كربلا.

فرهنگ عاشورا، دست‏مايه اساسى شكوفايى و بالندگى منتظران مهدى(عج) در عصر انتظار است. 

انتظار، ثمره كربلا است. بدون كربلا، انتظار بى‏معنا است.

ياران مهدى(عج)، همه كربلايى‏اند و در فراز و فرود تاريخ، غربال شده و آبديده‏اند. مگر مى‏توان بى‏عاشورا، انتظارى ديگر داشت؟ انتظار بى‏عاشورا، انتظار بى‏پشتوانه است. حركتى جهانى و به وسعت آمال همه انسان‏هاى تاريخ، پشتوانه و عقبه‏اى مى‏خواهد به استحكام كربلا كه هرگز به سردى و خاموشى نگرايد. «انتظار و عاشورا»، دو بال پرواز شيعه است، اگر اين دو نبود، چشمه «غدير» مى‏خشكيد. 

+نوشته شده در دوشنبه 14 آذر1390ساعت15:6توسط محمدجعفر | |

فرمانده عشاق دل آگاه حسین است .... بیراهه مرو ساده ترین راه حسین است

از مردم گمراه جهان راه مجویید .... نزدیک ترین راه به الله حسین است

+نوشته شده در دوشنبه 7 آذر1390ساعت0:14توسط محمدجعفر | |

عید سعید غدیر خم بر محبان امام علی (ع) مبارک باد

عید غدیر خم
«غدير» در زبان عربي به معني گودال و «خم» نام محلي نزديك منطقة «جحفه» است. كه در آن روزگار چشمه‌اي روان و درختاني كهنسال داشت. به دليل موقعيت سوق الجيشي «غدير خم» حاجيان شهرها و سرزمين‌هاي مختلف عربستان پس از انجام مناسك حج و هنگام بازگشت به شهر و ديارشان در اين منطقه از هم جدا مي شدند. آنچه نام اين محل را در تاريخ اسلام مهم و به يادماندني كرده است به سال دهم هجري و تصميم  پيامبر اسلام (ص) براي زيارت خانه خدا و به جا آوردن مراسم حج و اعلام ايشان مبني بر اينكه امسال آخرين حج ايشان خواهد بود، برمي‌گردد. لذا مردم شهرها و مناطق مختلف عربستان به وسيله قاصداني از اين امر مطلع شدند.
در پي اين فراخوان پيامبر اسلام(ص) با اجتماع عظيمي از مردم، مدينه را به قصد مكه ترك فرمودند. اجتماع باشكوهي از مسلمانان آن سال در مراسم حج شركت كردند؛ كه آن سال حجه الوداع پيامبر(ص) بود. پس از پايان مراسم حج پيامبر(ص) دستور دادند كه حجاج بايد حركت كنند تا در غدير خم حاضر باشند. همچنين پيامبر به 12 هزار نفر از حجاج يمن – كه مسيرشان متفاوت بود – دستور دادند همراه حجاج به غدير خم بيايند. در مسير بازگشت حجاج، جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد:
«هان! اي پيامبر! آنچه را كه از سوي پروردگارت به تو نازل شده است تبليغ كن و اگر چنان نكني پيام رسالت را انجام نداده اي و خداوند تو را از مردم حفظ مي فرمايد.» ( سوره مائده، آيه 67 )
در پي ابلاغ اين دستور پيامبر دستور توقف كاروان حجاج را در منطقه غدير خم دادند و امر فرمودند كساني كه جلوتر هستند بازگردند و كساني كه عقب مانده اند به اجتماع حجاج در غدير خم برسند. اجتماعي كه تعداد آن را بين نود تا صد و بيست هزار نفر ذكر كرده‌اند. پيامبر اسلام (ص) در آن روز گرم سوزان بر بالاي منبري از جهاز شتران در حالي كه حضرت علي (ع) در كنار ايشان قرار داشت خطبه اي ايراد فرمودند. پيامبر(ص) در اين خطبه با ستايش و حمد خدا شروع و حديث ثقلين را بيان فرمودند سپس در حالي كه دست حضرت علي (ع) را بلند نمودند تا همه مردم ايشان را دركنار رسول خدا مشاهده نمايند، از مردم پرسيدند: «اي مردم آيا من از خود شما بر شما اولي و مقدم‌ نيستم؟» مردم پاسخ دادند: «بله اي رسول خدا.» حضرت در ادامه فرمودند: « خداوند ولي من است و من ولي مؤمنين هستم و من نسبت به آنان از خودشان اولي و مقدم مي باشم.» آنگاه فرمودند: «پس هر كس كه من مولاي او هستم علي مولاي اوست.» سه بار اين جمله را بيان كردند و فرمودند: « خداوندا، دوست بدار و سرپرستي كن، هر كسي كه علي را دوست و سرپرست خود بداند و دشمن بدار هر كسي كه او را دشمن دارد و ياري نما هر كسي كه او را ياري مي نمايد و به حال خود رها كن، هر كس كه او را وا مي گذارد.» پس خطاب به حجاج فرمودند: «اي مردم حاضرين به غايبين اين پيام را برسانند.» هنوز اجتماع متفرق نشده بود كه بار ديگر جبرئيل بر پيامبر وارد و اين آيه را نازل كرد:
«امروز دين شما را به كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و دين اسلام را بر شما پسنديدم.» ( سوره مائده، آيه 3 )
سپس پيامبر دستور داد كه مردم با حضرت علي (ع) بيعت كنند. مردم دسته دسته به خيمه پيامبر(ص) كه حضرت علي (ع)  در آن بود وارد و با حضرت علي(ع) بيعت كردند و به ايشان تبريك مي‌گفتند. ابوبكر، عمر، طلحه و زبير جزو اولين بيعت كنندگان بودند و عمر، خطاب به حضرت علي (ع) گفت: «بر تو گوارا باد اي پسر ابي طالب، تو مولاي من و مولاي هر مرد و زن با ايمان گشتي.» مراسم بيعت با حضرت علي (ع) سه روز به طول انجاميد. حسان بن ثابت انصاري در آن روز دربارة اين انتخاب و امامت و جانشيني حضرت علي (ع) ابياتي را سرود.
حديث غدير توسط 110 تن از صحابه مثل ابوبكر، عمر، عثمان، عمار ياسر، ام سلمه، ابوهريره، سلمان، زبير، زيدبن ارقم، ابوذر، عباس بن عبدالمطلب، جابر عبدالله انصاري و 83 تن از تابعين مثل سعيد بن جبير و عمربن عبدالعزيز نقل شده است. پس از تابعين نيز 360 تن از محدثان، حديث غديررا در آثار خويش نقل نموده اند كه سه تن از آنان صاحبان «صحاح سته» ( ششگانه ) هستند.
علماي شيعه همگي غدير را حديثي متواتر دانسته اند. مورخي مثل يعقوبي كه اولين كتاب تاريخ عمومي را در جهان اسلام نوشته نيز واقعه غدير را ذكر كرده است. همچنين مورخاني مثل محمد بن جرير طبري، ابن اثير، سيوطي، شهرستاني، ابونعيم اصفهاني اين واقعه را بيان كرده اند و حتي برخي از آنان كتاب هاي مستقل در باب غدير تأليف كرده‌اند مثل «الولايه في طرق حديث الغدير»  اثر محمد بن جرير طبري.
عيد غدير خم بزرگترين عيد در نزد ائمه (ع) و شيعيان آنان بوده است و در طول تاريخ همواره آن را گرامي داشته‌اند.
«در كتاب ثوب الاعمال شيخ صدوق باسندش به حسن بن راشد آمده كه گفته است: به امام صادق (ع) گفتم: آيا براي مؤمنان عيد ديگري جز جمعه و فطر و قربان وجود دارد؟ فرمودند: آري. روزي و عيدي كه از همه بزرگتر است و آن روزي است كه امير المؤمنين علي (ع) را بر پا داشتند و رسول خدا (ص) پيمان ولايت او را بر عهده زن و مرد مسلمان در محل غدير خم نهاد، پرسيدم كدام روز هفته بوده است؟ فرمودند: روز در سال ها تغيير مي كند، آن روز، روز هجدهم ذي الحجه است....»

ببخشید دیر شد آپ بزارم ولی باز دلم نیومد که اصلا در مورد عید غدیرخم نزارم.... واقعا شرمنده دوستان

+نوشته شده در چهارشنبه 25 آبان1390ساعت22:47توسط محمدجعفر | |

ولادت آن حضرت: 

نام شریف دهمین امام شیعیان حضرت امام هادی علیه السلام، علی است. در میان القاب فراوان آن امام، «هادی» شهرت بیشتری دارد. کنیه امام هادی علیه السلام ابوالحسن است. سال ولادت حضرت هادی 212 یا 214 هـ.ق است و محل ولادتش، جایی به نام صریا در نزدیکی مدینه .
پدر بزرگوار امام هادی،
حضرت امام محمد جواد علیه السلام است و مادر بزرگوارش بانویی به نام سمانه مغربیه. از دوران کودکی امام هادی جز چند واقعه، چیزی در تاریخ ثبت نشده است. با شهادت امام جواد علیه السلام در سال 220 هـ.ق، حضرت هادی در سن هشت یا شش سالگی به امامت رسیدند. اگر چه حضرت هادی 42 سال بیشتر عمر نکرد، اما دوران 34 ساله امامت او نسبت به دوران امامت برخی دیگر از ائمه علیهم السلام طولانی‌تر است. پدر بزرگوار امام هادی علیه السلام در مواردی به امامت فرزندش تصریح فرموده است. امام هادی به‌دلیل قابلیت و لیاقت و عنایت الهی، از جایگاهی رفیع نزد خداوند برخوردار است....

+نوشته شده در شنبه 21 آبان1390ساعت23:24توسط محمدجعفر | |

چه خوب است که انسان همیشه اهل صلوات، باشد.

چرا که پیامبر نیز دائم الصلوات، بوده است.

 لطفا ادامه مطلب... رو  با گفتن یک صلوات بخونید


ادامـه مـطـلـب

+نوشته شده در پنجشنبه 5 آبان1390ساعت17:50توسط محمدجعفر | |

حضرت موسی (ع) مردی را نزد عرش دید و به جایگاه او غبطه خورد و در مورد او سؤال کرد.

به او گفته شد:

او به آنچه خداوند از فضل خود به مردم داده است حسد نمی برد.

از حضرت رسول (ص) - مشکاه الانوار ص 310

+نوشته شده در دوشنبه 2 آبان1390ساعت19:40توسط محمدجعفر | |

عجیب است درد غریبی آن یگانه آفرینش!

اگر کسی بی کس و یار باشد، غریب است اما غریبی اش جانکاه نیست.

غریبی جانکاه آن کسی است که میلیونها نفر خود را شیعه او می خوانند اما در عین حال تنها و بی کس است!

او که همه انبیاء و اولیا آرزوی ظهور او و خدمت در رکابش را داشته اند، چرا باید چنین مورد غفلت و بی توجهی پیروان خود قرار گیرد؟!

او که آنچنان مهربان و دلسوز است که می فرماید: « من در شبانه روز صد مرتبه برای شیعیان گنه کارم دعا می کنم.» چرا باید مورد نامهربانی ما مدعیان محبت قرار گیرد؟!...

ای شیعیان! آیا موقع آن نرسیده که به ندای مظلومیت آن حضرت که همچون جد غریبش صدا می زند: «کیست مرا یاری کند؟» لبیک گفت؟!

تا چند در این ویران افسرده و زندانی               در را بگشا جانا بر یوسف کنعانی

+نوشته شده در شنبه 16 مهر1390ساعت0:27توسط محمدجعفر | |

ولادت با سعادت حضرت فاطمه معصومه(س) و روز دختر برهمه مبارکباد

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام          به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام

تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو          بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام

به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار          هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام

صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح          بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام

در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو          زپای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام

منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد          به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام

+نوشته شده در جمعه 8 مهر1390ساعت0:57توسط محمدجعفر | |

در کوله بار غربتم یک دل از روزهای واپسین مانده ست

عباس های تشنه لب رفتند لب تشنه مشکی بر زمین مانده ست

من بودم و او بود و گمنامی نامش چه بود؟ انگار یادم نیست

برشانه های سنگی دیوار نام تو ای عاشق ترین، مانده ست

مثل نسیم صبح نخلستان سرشار از زخم و سکوت و صبر

رفتید اما در دلِ هر چاه یک سینه آواز حزین مانده ست

«رفتیم اگر نامهربان بودیم» رفتند اما مهربان بودند

«رفتیم اگر بار گران» آری بار گرانی بر زمین مانده ست

بر شانۀ خونین تان، یاران! یک بار دیگر بوسه خواهم زد

برشانۀ خونین تان عطرِ تابوت های یاسمین مانده ست

زآنان برای ما چه می ماند؟ یک کوله بار از خاطرات سبز

از من ولی یک چشمِ بارانی تنها همین، تنها همین مانده ست

+نوشته شده در سه شنبه 22 شهریور1390ساعت1:34توسط محمدجعفر | |